تبليغاتX
مالستان



نشر توسط : مجتبي فياض ; ساعت 20:5 روز شنبه سوم اسفند 1387

سبک موسیقی هزاره ای



هزاره‌ها از مردمان بومي و اصيل افغانستانند، سكونت‌گاه آنان بيشتر مناطق مركزي افغانستان است و به زبان فارسي دري صحبت مي‌‌كنند. يكي از سبك‌هاي موسيقي نواحي افغانستان، سبك موسيقي هزاره‌اي است. اين موسيقي چندين لايه دارد كه هركدام مي‌تواند با تنوع دروني شان بر غناي فرهنگي و موسيقيايي افغانستان كمك كند. اين چند لايه‌گي در موسيقي هزاره‌اي عبارتند از: بامياني، يكاولنگي، غزنيچي، مالستاني، جاغوريگي كه هر كدام به نوع خودش لايه‌هاي دروني‌تر دارند، مانند: دويودو، دوگانه، سه گانه، چهارگانه كه از سبك موسيقي آوازي هزاره‌هاست و بيشتر در مجالسه شادي خوانده مي‌شود. اين موسيقي نواحي كه بيشتر با دنبوره نواخته مي‌شود، همراه با دوبيتي است. شاعر اين دوبيتي‌ها مي‌تواند خود نوازنده باشد، يا شاعري گمنامي كه آثارش به صورت دهن به دهن به نوازندگان منتقل شده‌اند.

در حقيقت موسيقي هزاره‌اي بازتاب ناگفته‌ترين و زيباترين رويدادهاي يك ملت است كه از صافي ذهن مردمان ساده و بي‌آلايش آن سامان روايت مي‌شود و به نوا در مي‌آيد. اين موسيقي ساده و بدون پرده كه صد پرده را در درون خود دارد، غالباً به صورت شفاهي بوده و في‌البداهه نواخته مي‌شود. اگرچند با گذشت زمان و عبور از ذهن نوگراي مردمي، با حفظ مضمون و جوهر اصلي خويش، پيرايه‌هاي چندي بر آن افزوده شده است نوازندگان اين هنر مردمي در جريان يك سفر شفاهي طولاني، رنگ افسانه‌اي به خود گرفته‌اند. مردم مناطق مركزي بيشتر نوازندگان شان را، از ياد برده‌اند، و اگر چيزي از آنان باقي مانده، جز خاطره‌هاي پريشان نيست. زيرا پريشان سرايان مردمي آن ديار هيچ آثار مكتوب و ثبت شدة از خود باقي نگذاشته‌اند. موسيقي نواحي افغانستان و سبك موسيقي هزاره‌اي، مهمترين و مؤثرترين آثار شفاهي است كه مي‌تواند پژوهشگران را در شناخت بسياري از خصوصيات فرهنگي، قومي آداب و رسوم و مناسبات اجتماعي كمك نمايد. اين گونه‌اي از موسيقي از نظر كميت و كيفيت، زيبايي و عظمت دروني بي‌نظيرند، و به خوبي مي‌تواند بخشي از تاريخ ناگفته و نانوشته مردمان نواحي افغانستان و به ويژه هزاره‌هاي مركزي را بازگو نمايد. بخشي كه معمولاً در تاريخ‌هاي رسمي ثبت نمي‌شود، اما سبك‌هاي موسيقي و شعرهاي كه در ماندگاري اين اثر مردمي كمك مي‌‌كند، مي‌تواند سرگذشت نانوشته قوم و يا ملتي را روشن نمايد. بنابراين مي‌توان به موسيقي مناطق يا نواحي افغانستان به عنوان يك ذخيرة عظيم فرهنگي نگريست.

سبك موسيقي هزاره‌اي در برگيرندة موضوع و نمونه‌هاي مختلف است. عشق، زندگي، حماسه حماسه‌هاي اساطيري، پهلواني، تاريخي شامل اين نمونه‌هاي متنوع است. در برخي از موسيقي هزاره‌اي، داستان، حماسه و مبارزه مردمي به روايت در آمده‌اند كه با موسيقي ساده و پيراسته دنبوره عجين شده‌اند. اين روايات بيشتر در قالب ترانه، دوبيتي و آوازهاي سرزميني و سرچشمه‌اند. بخشي از روايات مذهبي‌اند و برخي بومي و مردمي؛ با كالبد شكافي آن مي‌توان از درون قالب‌هاي نمادين، استعاري و گاه تجريدي به عيان رنگ حماسي، قهرماني و عشق‌هاي پاك و سادة روستا را دريافت. در اين اواخر با ساختار پيچيده و مقطعي افغانستان، عشق‌هاي پاك و بي‌آلايش در موسيقي هزاره‌اي به نمادي از مقاومت و مبارزه بدل شده بود و يا تمريني شده بود براي مبارزه و نبرد. اين نمادين گونگي را در موسيقي‌هاي بر ساخته براي مقاومت با روسها و مبارزات قومي به روشني مي‌توان ديد. اما روح موسيقي هزاره‌اي عشق است و مهرباني، اين عشق و مهرباني در قباي سادگي و پاكي تجلي يافته است. روح ساده زيستي و زيست محيطي هزاره‌ها باعث شده‌اند كه همگان به اين سادگي و عشق‌هاي پاك و بي‌آلايش احساس تعلق كنند. چنانچه نوازندگان مردمي و عشق سرايان بومي در ميان تمامي مناطق هزاره‌نشين از محبوبيت فراگير برخوردارند. برخي از شيوه‌هاي موسيقي هزاره‌اي، آييني است، كه بر اساس يكي از حكايت‌هاي تاريخي منطقه‌‌اي، داستان‌هاي پيامبران، امامان، اسوه‌هاي تاريخي، به ويژه امام علي‌(ع) و امام حسين و ياران آن حضرت است كه به صورت مداحي اجرا مي‌شود. اين شيوه كه گاهي همراه با دنبوره و گاهي آوازي است؛ بيشتر در اطراف غزني به ويژه ناهور و جاغوري مرسوم است. كشته شدن اژدر به دست امام علي(ع) و بسته شدن بند بربر در يكاولنگ باميان بدست آن حضرت، از حكايت‌هاي معروف موسيقي آوازي آن سامان است. در همين مناطق نوعي از موسيقي آوازي است، كه به صورت نظمي و بزمي اجرا مي‌شود كه مردم اطراف غزني به آن مخته‌ مي‌گويند، مخته‌ها يك موسيقي آوازي حماسي ملي است كه به صورت مرثيه‌خواني اجرا مي‌شود. مخته‌ها كه رجزخواني و حماسه را باهم دارند، حكايت قهرمانان محلي است كه در جنگ با دشمن به شهادت رسيده‌اند. در مخته‌ها، يكي از اقارب نزديك شهيد با موسيقي آوازي بر وي مويه مي‌كند و ضمن نشان دادن عاطفه آشكار، از دليريها، شهامت‌ها و بزرگي وي سخن مي‌گويد: مخته فيض محمد، گل محمد، سبز علي از موسيقي آييني و حماسي مردم مناطق مركزي است كه آواز خوانان معروف مانند، صفدر توكلي، امان يوسفي و داود سروخوش آن را با آلات موسيقي سنتي و مدرن اجرا كرده‌‌اند. از نوع اجرا و اوج پايان‌بندي موسيقي آوازي آييني هزاره‌‌ها، ضرباهنگ صفدري و حشماهنگ حيدري را مي‌توان ديد.

هزارستان سرزمين كوهستاني است، زندگي دشوار در كوهستان در مقايسه با زندگي آرام‌تر دشت هميشه سخت‌تر و پر ماجراتر است. يكي از مسيرهاي جادة ابريشم از هزارستان عبور مي‌كند. روزگاري هزارستان در نقطه تلاقي آسيا و اروپا واقع شده بود. اين موقعيت ويژه سبب بروز تحولات و جنبش‌هاي قومي و ملي در اين منطقه شده است و از گذشته‌هاي دور به اين سو، افغانستان و به ويژه مناطق مركزي هيچ گاه آرامش چند دهه را احساس نكرده است. تجاوز بيگانگان، درگيري‌هاي داخلي، مقاومت در مقابل فشارهاي قدرت‌هاي زورگو، باعث روحيه مقاومت و شكل‌گيري موسيقي‌هاي آوازي حماسي – آييني شده است. اين تحولات ديرپا تأثير زيادي بر موسيقي مردمي آن ديار گذاشته است. بيت، چهار بيتي، دو بيتي، روايت‌هاي حماسي در آهنگيني موسيقي هزاره‌ها نقش به ياد ماندني و جاودانه بر جا نهاده است هنوز در ميان ادبيات حُزن‌انگيز و موزون مويه‌‌ها، لالايي دلنشين مادران، ابيات مشك‌زني و كار، ياد و خاطره بسياري از رفته‌گان، دلاوري‌ها و پايمردي‌هاي مردان حماسه‌ساز، در اين موسيقي آوازي زنده نگهداشته شده است. سرودهاي شاعران گمنام مانند، مبارزات مردم ارزگان، اجرستان، قره‌باغ كه در مخته‌ها، دوبيتي‌هاي حماسي و روايت‌هاي منظوم، مانند حكايت شهادت چهل دختر ارزگان در غالب موسيقي مقامي محلي اين مناطق به يادگار است. دنبوره، سُرني يا سُرنا، ني چوپاني، با دست‌هاي نوازندگان پير و جوان اين ديار آواي تاريخ كهني را سر مي‌دهد كه پيوند ناگسستني با زندگي مردم آن ديار داشته است از اين پيوند چنين بر مي‌آيد كه موسيقي آوازي «صداي زندگي» آنان است.

سبك موسيقي هزاره‌اي را مي‌توان دو گونه دانست، نخست موسيقي‌سازي و پس از آن موسيقي آوازي، در موسيقي‌سازي وسيله‌هاي به كار رفته در موسيقي‌سازي است. با ارتعاش در آوردن آن، موسيقي زده مي‌شود. دنبوره و ساير آلات موسيقي مُدرن كه آوازخوانان هزاره‌اي از آن استفاده مي‌كنند از جمله موسيقي‌سازي است. موسيقي آوازي، موسيقي بدون ساز است كه با صداي كشيده به صورت، دويه دو، دوگانه، سه گانه و چهارگانه به اجرا در مي‌آيد. گاهي اين گونه موسيقي محلي همراه با دهُل، دايره يا سُرنا همراه مي‌شود كه حالت كژ يا جمع خواني پيدا مي‌كند. امروزه موسيقي هزاره‌اي با گذر از فرهنگ‌هاي حماسي، دفاعي و آييني دوباره به اصل خويش كه عاشقانه‌سرايي باشد برگشته است. همان‌طور كه گفته آمد، روح موسيقي هزاره‌اي عجين با عشق است، عشق‌هاي پاك و ساده روستايي كه همواره با غم و اندوه، هجران و فراق همراه است. بازگشت به اين اصل باعث غنامندي اين سبك موسيقي در افغانستان شده است.

موسيقي هزاره‌اي در ذات خود گره خوردگي ماندگاري با دوبيتي دارد. بدون شناخت، دوبيتي كه در هزارستان به آن، بيت، دوبيتي، چهاربيتي و گاهي غزل مي‌گويند، نمي‌توان سبك موسيقي هزاره‌اي را شناخت. دوبيتي‌ها از گذشته‌هاي دور يكي از عوامل مهم ابراز احساسات و بيان غم و شادي مردم آن ديار بوده است. آنان عواطف و احساسات انساني خويش را در اين گونه ادبي آورده‌اند تا تجلي‌گاه ادراكات، مكنونات باطني و انفعالات دروني آنان باشد. اين عوامل كه پيوسته با آنان همراه بوده به وسيله صدا، حركات و كلمات موزون و آهنگين جلوه‌گر شده است. مناسب‌ترين وسيله كه بتواند به ماندگاري اين عواطف پاك كمك كند، دنبوره و سرنا بوده كه پسين‌گاه غيچك و آلات موسيقي مدرن به آن اضافه شده است. دوبيتي در هزارستان موسيقي متحرك است كه از قديم وسيله بيان و تجسم احساسات آنان بوده است. هنگامي كه آنان خواسته‌اند، عواطف و احساسات دروني خويش را به وسيله صدا نمايش دهد، وزن و موسيقي را از صداهاي منظم و مختلف طبيعت كه در مناطق هزاره‌نشين به صورت بديع وجود دارد بدست آورده‌‌اند، تا دوبيتي زاده شود و موسيقي هزاره‌اي جان گيرد. زيرا دنياي موسيقي هزاره‌اي متكي بر اصوات است و زندگي سخت و طاقت‌فرساي آنان مبتني بر توازن و انسجام.

اگر جز اين بود، هيچ‌گاه موسيقي پر طنطنه و ضرباهنگ هزاره‌اي به وجود نمي‌آمد، محتوا و ضرباهنگ دوبيتي در قالب موسيقي‌سازي و آوازي هزاره‌اي، تاريخ زنده خوشيها و رنج‌هاي آن مردم است. سبك موسيقي هزاره‌اي خنده، گريه، غم و شادي را در خود نهان دارد و از دبستان طبيعت و آهنگ موزون قدمهاي گذر زمان و نبض زندگي مايه گرفته است. موسيقي در هزارستان جز جدايي ناپذير از تاريخ و زندگي پر از فراز و نشيب آن ديار است. نوازندگان و شاعران گمنام دوبيتي‌ سراي هزاره‌اي، في‌البداهه و آماتوري مي‌نوازند و مي‌سرايند، لذا هنر بديعه‌سرايي و سادگي از ذات موسيقي هزاره‌اي است. اگر اين اصل را بپذيريم كه موسيقي هر ملتي بيان‌گر احساسات و روحيات آن ملت است، موسيقي هزاره‌اي ترجمان عواطف و احساسات هزاره‌هاست كه گاهي رنگ عاشقانه و گاهي حماسي به خود گرفته است. اين موزون خواني، گاهي سازي و گاهي با ضرباهنگ آوازي، به هر حال نغمه‌هاي هزار‌اي خنده و خوشي به بار مي‌آورد و زماني اندوه‌بخش و گريه‌آور است. در يك تقسيم‌بندي كلي مي‌توان سبك موسيقي هزاره‌اي را به آهنگ‌هاي عاشقانه، مذهبي، محلي، عروسي، حماسي و رزمي طبقه‌بندي كرد كه آهنگ‌هاي عاشقانه شاه‌بيت سبك موسيقي هزاره‌اي است. شناخت سبك موسيقي هزاره‌اي بدون شناخت استادان مسلم اين گونه‌اي موسيقي نواحي امكان‌پذير نيست. لذا در ادامه مقاله در پي آنيم كه به صورت كوتاه و موجز به زندگي كاركرد و شيوة هنرمندي، نوازندگان و آوازخوانان سبك موسيقي هزاره‌اي بپردازيم. آهنگ‌هاي هزاره‌اي به لهجه مخصوص هزاره‌اي از گويش‌هاي محلي زبان دري در چارچوب مقام‌هاي پنج سُره «داراي پنج نوت» خوانده مي‌شود. اين گونه موسيقي كه به طور معمول با دنبوره كه خواننده در عين حال نوازنده نيز هست با دوبيتي‌هاي محلي اجرا مي‌شود؛ داراي استادان مسلم و صاحب سبك فراوان است كه از آن جمله مي‌توان از شهيد سرور سرخوش، محمد داوود سرخوش، صفدر توكلي، رحمت‌ا...، سيد عوض، قدير كريمي، يعقوب لعلي، صفدر مالستاني، بچه سيد لشمك، سيد انور و ... نام برد كه هركدام داراي سبك و نو‌آوري در مقام‌هاي پنج‌گانه موسيقي هزاره‌اي بوده‌اند. صفدر توكلي، امان يوسفي، محمد سرور سرخوش و محمد داود سرخوش از استادان پر آوازة موسيقي هزاره‌اي هستند كه در اين فرصت به زندگي هنر موسيقي، اجراهاي ثبتي، صفدر توكلي، امان يوسفي و داود سرخوش مي‌پردازيم كه شاه‌بيت كهن موسيقي هزاره‌اي هستند.


استاد صفدر توكلي:


Image

استاد صفدر توكلي فرزند فضل‌احمد در سال 1318 خورشيدي در قريه سيا ده نيتاق مربوط به ولسوالي يكاولنگ از توابع ولايت باميان چشم به جهان گشود. پدر استاد پيشه دهقاني داشت. وي از كودكي به موسيقي محلي عشق مي‌ورزيد، اما روزگار دهقاني خانواده و ساختار اجتماعي كه موسيقي را با مطربي يكي مي‌دانستند اجازه آموختن آن را به وي نمي‌داد. تا اينكه روزي دنبوره يكي از آلات موسيقي هزار‌ه‌اي را در دست دوست مي‌بيند. شوق داشتن آن و آموختنش دل از وي مي‌ربايد. اما با كدام پول و سرمايه‌اي؟ سرانجام مقداري از اسباب خانه‌اش را مي‌فروشد و صاحب دنبوره مي‌شود. سپس آن استاد تمام هم و غمش را روي ياد گرفتن موسيقي مي‌گذارد و سرانجام در سال 1346 راهي راديو افغانستان مي‌شود و با آن سازمان همكاري مي‌كند. پس از آغاز همكاري با راديو تلويزيون سيصد آهنگ در راديو از استاد ثبت شده است. استاد توكلي در كنار شغل اصلي‌اش كه دكانداري است، از طريق قرارداد هنري با رياست موسيقي وزارت اطلاعات و فرهنگ، در غنامندي هنر ملي سهم مي‌گيرد. وي به صورت منظم آهنگهايش را با تنها وسيله موسيقي كه دنبوره باشد، مي‌نوازد و در كنسرت‌ها و اجراهايي راديو تلويزيون شركت مي‌كند. استاد آواز گيرايي دارد و بيشتر از ساير آوازخوانان هزاره آثار ثبت شده در راديو تلويزيون دارد. توكلي در سال 1363 خورشيدي به دريافت جايزه اصلي (درجه سوم) در آوازخواني از كميته دولتي فرهنگ وقت نايل آمد. وي براي اجراي كنسرت در كشورهاي زيادي سفر كرده است. در سال 1364 در مغولستان جهت اجراي آوازخواني رفت و پس از آن در سال 1373 در كويته پاكستان به اجراي آوازخواني پرداخت. صفدر توكلي تنها آوازخوان محلي افغانستان است كه هم نوازنده است و هم شاعر. وي آهنگهايش را در قالب دوبيتي كه خود مي‌سازد اجرا مي‌كند. در سال‌هاي كه هنر در افغانستان خريدار داشت، استاد در دهن كوچه باغبان كوچه، دكانش را به روي دوستان موسيقي باز مي‌كرد و از آنان پذيرايي مي‌نمود. وي نه تنها بين هزاره‌ها كه بين ساير اقوام افغانستان و حتي غير فارسي زبان از محبوبيت بالايي برخوردار است. استاد حالا در كابل است و به كار هنري مي‌پردازد.

امان يوسفي:

يكي ديگر از آوازخوانان محلي هزاره كه دستي در سرايش ترانه دوبيتي و نوازندگي دارد امان يوسفي است. استاد يوسفي در نوازندگي دست بالايي دارد. صداي گيرا و زيباي يوسفي سال‌هاست علاقه مندان و مخاطبان وي را مجذوب خويش دارد. امان يوسفي مدتي را ساكن مزار شريف و كابل بود. چندي با راديو تلويزيون همكاري داشت. در آغاز سال‌هاي آشفته اجتماعي در افغانستان و جنگ‌هاي داخلي، يوسفي كه وطن را براي اجراي آهنگها و ترانه‌هايش مناسب نمي‌ديد به كويته پاكستان آمد ومدتي طولاني در آنجا ساكن بود. در كويته وي به صورت آماتوري به ثبت آهنگ‌هايش پرداخت و آن را روانه بازار ساخت. استاد يوسفي از محبوبيت بالايي در جامعه علاقه مند به موسيقي هزاره‌اي برخوردار است.

* * *

از استادان بزرگ و صاحب سبك موسيقي هزاره‌اي، استاد سيد انور، يعقوب لعلي، صفدر مالستاني است كه آثار پراكنده از آنان ثبت شده‌اند. امروزه به سختي مي‌توان ثبت شدة از آن آثار را يافت كه شفاف و قابل ارائه به بازار هنري باشد. استاد سيد انور و امان يوسفي بيشتر بازاري مي‌خواند و عمق، ژرفنا و نو‌آوري زيادي در هنر آنان ديده نمي‌شود. اما استاد يعقوب لعلي از استادان مسلم و صاحب شيوه در سبك موسيقي نو و كلاسيك هزاره‌اي است.

اما سرآمد و پيش‌كسوت موسيقي هزاره‌اي استاد شهيد سرور سرخوش برادر بزرگ استاد محمد داود سرخوش است كه براي اولين‌بار مسايل اجتماعي، بيداري ملي، موسيقي مقاومت را وارد موسيقي هزاره‌اي كرد. استاد صداي گيرا و جذابي داشت. علاقه‌منداني به موسيقي هزاره‌اي وي را با زبان طنز مي‌شناسد كه عامه مردم را مورد پسند بود. بيشترين آهنگ‌هاي استاد را مسايل قومي و دغدغه‌هاي ملي سالهاي 1362 خورشيدي به بعد را تشكيل مي‌داد. وي در آهنگهايش به نقد اجتماعي مي‌نشست و از خواب آلودگي ملي انتقاد مي‌گرد. شعرهاي وي فاخر نبود. اما وي براي آهنگهايش شعري را انتخاب مي‌كرد كه زبان مردم آن روزگار بود. مردم عامه و خاصان، شعرهاي وي را زمزمه مي‌كردند و با آن به نبرد ظلمت و تاريكي مي‌رفتند. استاد آهنگهايش را در راستاي رهايي مردمش اجرا مي‌كرد و آنان را به آزادي و سربلندي فرا مي‌خواند، كه خود از ديدن آن محروم شد. استاد سرور سرخوش در اوايل انقلاب اسلامي در اثر سوء تفاهم انقلابي به شهادت رسيد.

اما برادر استاد سرور سرخوش، داود سرخوش از استادان مسلم و پر آوازه موسيقي هزاره‌اي و موسيقي رايج امروز افغانستان است. استاد آوازخواني و موسيقي هزاره‌اي با دنبوره را نزد برادرش آموخت و سپس خود صاحب سبك و نو‌آوري در موسيقي هزاره‌اي شد. سرخوش پس از شهادت برادرش كابل را ترك گفت و در كويته ساكن شد. وي در كويته به تمرين موسيقي هزاره‌اي و موسيقي مدرن امروزي پرداخت. در سالهاي پر آشوب دهه هفتاد استاد به موسيقي هزاره‌اي جهت بيداري قومي و ملي روي آورد و از اين وسيله به خوبي استفاده برد. چنانچه آهنگهاي رزمي و بزمي وي در اكثر محافل مردمي مخاطب داشت و از محبوبيت بالايي برخوردار بود. اما با تحولات پي در پي در افغانستان، استاد به موسيقي ضد جنگ روي آورد و براي اولين بار آهنگ «سرزمين من» زبان زد خاص و عام گرديد. آهنگ سرزمين زمين استاد سرخوش را از مرز قومي و ملي عبور داد و وارد جهان بزرگ موسيقي جهاني نمود. چنانچه در ايران، پاكستان و تاجيكستان به عنوان آهنگ برتر به شمار رفت. سرخوش در كويته پاكستان پس از آلبوم سرزمين من، آلبوم پري جو را روانه بازار موسيقي كرد. هنگامي كه چرخه دور باطل جنگ‌هاي داخلي به برآمدن طالبان منتهي شد. سرخوش از غربتي به غربتي ديگر كوچك و به اطريش، كشوري در اروپاي شرقي رفت و تا هنوز آنجا رحل اقامت افكنده است. در اروپا سرخوش آلبوم سياه و سفيد را به بازار هنري فرستاد؛ پس از يازده سپتامبر به ايران جهت اجراي كنسرت آمد و در شهرهاي تهران، مشهد و اصفهان به اجراي آهنگ‌هايش پرداخت، پيش از آن نيز وي در افغانستان، پاكستان و ايران اجراي كنسرت داشته است. استاد سرخوش مدتي است روي دنبوره كار مي‌كند و قصد دارد آلبومي به همين نام بيرون دهد كه در آن از الحاق هزاره‌ا‌ي در شاهنامه خواني و حمله حيدري خواني به كار رفته است. آلبوم جديدي از استاد نيز در راه است كه در آن روي شعر چندي از شاعران مطرح افغانستان كار شده است و چند كار عامه پسند نيز دارد.


منبع سایت درَ دری :  Http://www.dorredari.com





دسته بندی :

       لینک مطلب